
هرگز فکر نمی کردم که روزی در این صفحه به مسایل سیاسی افعانستان بپردازم زیرا از آن بشدت بیزارم و بوده ام. این بار فکر می کردم با نبودن در کشور بهانه خوبی دارم تا این انتخابات را به کلی نادیده بگیرم. ولی چی می شود کرد؟ تکنولوژی، این شیطان بزرگ مرزهارا از بین برده و فواصل را در نوردیده است و هرجایی که باشی از هجوم تبلیغات کاندیدا ها درامان نخواهی بود. این بود که خواستم تکلیف خود را با این انتخابات روشن کنم.
هرچند انتخابات ریاست جمهوری درافغانستان در شرایط سیاسی و امنیتی فعلی بیشتر به یک شوخی شبیه است تا یک امر جدی ولی با وجود این نمی توان آن را خیلی هم ساده و از پیش تعیین شده تصور نمود یعنی این دور از انتخابات دارای پیچیدگیهای زیادی است وتا کنون که حدود 2 هفته به زمان برگزاری آن مانده هنوز نمی توان در مورد نتیجه آن با قاطعیت صحبت کرد. به اندازه کاندیدان متعدد این انتخابات سناریو های مختلفی می تواند وجود داشته باشد. این سناریو ها هر چند متضاد و بعضا غیر منطقی به نظر می رسند ولی قابل تامل اند.
به نظر می رسد کرزی درخط اول این مسابقه ایستاده است. او امکانات دولتی وسابقه چندین ساله دارد. بیش ازهرکاندیدی شناخته شده است. درجهت وحدت ملی شعار می دهد، آدم نرم خوی ، اهل مدارا و معامله و از اکثر رقیبان خود خوشنام تر است. خود پشتون اصیل قندهاری است و سران دو قوم دیگر را نیز با خود دارد. روابطش با مخالفین از جمله حزب اسلامی و حتی طالبان هم بد نیست و گفته می شود رضایت ارباب بزرگ را هم بدست آورده ویا بعد از پیروزی حاصل می کند.... خوب پس کار تمام است!
اما روی دیگر سکه همین نکات مشکلات عمده کرزی هم هست. ناکارآمدی و فساد در دولتهای او بلای جانش در این دوره شده بطوری که تمام رقیبان عمده اش وزیران و همکاران ارشد او در گذشته می باشند. از لحاظ مردمی او بشدت اعتبار خود را از دست داده و در ساده ترین حالت مردم افغانستان از او خسته شده اند و اگر ضعف رقیبانش نباشد واقعا کمتر کسی میل دارد که به او رای دهد. مشکل اصلی دیگر او با ارباب بزرگ و جامعه جهانی حاضر در افغانستان است که بشدت از او روی برتافته اند و او باید بر اساس شعار تغییر اوباما هم که شده باید جایش را به کس دیگری بدهد. همین مشکلات باعث شده است که تاکنون کرزی هم به بقایش اطمینان نداشته باشد و تنها امیدش حذف رقیبان عمده ازمیدان می باشد اما خودش هرگز حاضر نیست ازمیدان بدر برود.
جدی ترین رقیب کرزی عبدالله است. مهمترین برگ برنده او بازی کردن نقش دوگانه حد واسط پشتون و تاجیک و حد میانه مجاهد و غرب گراها است. حمایت برخی ازکشورهای منطقه و احتمال سازش او با آمریکا می تواند برگ برنده دیگری برای او باشد. از نظر مردمی او می تواند فقط روی رای تاجیکها حساب کند ولی با سه قوم اصلی دیگر مشکل دارد و این کارش رابسیار دشوار می کند. سابقه جهادی او تیغ دو دمی است که گاهی به نفعش و گاهی به زیانش تمام می شود.
اشرف غنی احمدزی از جهات دیگری برای کرزی خطر ناک تر است زیرا هم تحصیلات و تجارب بیشتری دارد و هم در بین پشتونها با او رقابت می کند و مهمتر اینکه گفته می شود بیشتر از همه به آمریکا نزدیک است. مهمترین ضعف احمدزی نداشتن پایگاه مردمی است و مخصوصا در میان اقوام غیر پشتون چهره منفی به حساب می آید. او آمریکایی ترین کاندید است و از این رو نباید به رای مردم چشم داشته باشد. تنها شانس او این است که آمریکا دو رقیب اصلی او را به نحوی ازمیدان خارج سازد که این کار هم در شرایط فعلی محتمل به نظر نمی رسد.
رمضان بشردوست اما پدیده غیر قابل انکار دیگری است تا حد زیادی می تواند برای رقیبان چالش برانگیز باشد. او بااینکه تنها کاندید غیر پشتون است که می تواند از پشتونها هم رای بگیرد ولی در میان قومی که خود به آن تعلق دارد با مشکلات زیادی روبرو شده است. او می تواند رای خوبی بیاورد ولی قطعا رییس جمهور نمی شود زیرا نه حمایت خارجی به همراه دارد و نه تحملی برای برنده شدن او. هرگاه از ناحیه او خطری برای رقیبان اصلی احساس شود ازمیان برداشتن او کار ساده ای خواهد بود.
درمیان سایر کاندیدان رنگارنگ و متعدد نیز متاسفانه کسی که مشکلات چهار کاندید فوق را نداشته باشد وجود ندارد اما به نظرم افراد زیر قابل تامل اند: هدایت امین ارسلا وزیر ارشد کرزی، میرویس یاسینی کاندید مطرحی از مشرقی. حبیب منگل نماینده جبهه ای ازپرچمیهای سابق. شهنوازتنی نماینده ای از خلقیهای سابق و ملا عبدالسلام راکتی عضو طالبان بازگشته از گوانتانامو وحضور سمبلیک دو کاندید زن.
نکته مهم دیگر وجود سرگردانی درمیان مردم و سردرگمی در میان مقامات آمریکایی وسایر کشورهای حاضر درافغانستان است. مردم و کاندیدا ها به دنبال آن اند که بدانند نفر مورد مورد نظر آمریکا و غرب کیست و خارجی ها هم مانده اند که دراین میان از چه کسی حمایت کنند که هم در میان مردم طرفدار داشته باشد و هم بتواند دستورات آنهارا بخوبی اجرا کند. این وضعیت ممکن است تا روز های قبل از انتخابات خاتمه یابد و یک یا چند نفر از بازیگران اصلی حذف شوند و یاد مان باشد که در افغانستان هرچیزی ممکن است اتفاق بیفتد.
و اما خود رای دادن و انتخاب کردن هم در افغانستان کار آسانی نیست و در هنگام رای دادن به این حرف صدیق افغان نیز باید توجه کرد که "رای دادن در یک کشور اشغال شده گناه کبیره است". من یکبار نه بلکه دوبار مرتکب این گناه شده ام، آیا این بار می توانم از آن اجتناب کنم؟